الفيض الكاشاني
210
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
ثوابى ندارى ، آنگاه در بار سوّم گفت : خدا مىفرمايد : « من بىنيازترين بىنيازها از شرك هستم - تا آخر حديث - » . حسن گويد : با گروهى همنشين شدم كه اگر بر يكى از آنها حكمت عرضه مىشد و سخن مىگفت براى او و يارانش سودمند بود و هيچ چيز جز بيم از شهرت او را از اين كار ( سخن گفتن ) باز نمىداشت . گويند : روز قيامت رياكار را به چهار اسم صدا مىزنند : اى فريبكار ، اى فاجر ، اى زيانكار برو و مزدت را از كسى بگير كه برايش كار كردهاى . در پيشگاه ما مزد و پاداشى ندارى . فضيل گويد : آنها اعمال خود را ( در دنيا به ديگران ) نشان مىدادند ( خودنمايى مىكردند ) و امروز ( در قيامت ) به آنها نشان مىدهند ( نتايج ) آنچه را انجام ندادهاند . عكرمه گويد : خدا به نيّت بنده پاداشى مىدهد كه به عملش نمىدهد ، چرا كه در نيّت ريا نيست . حسن گويد : رياكار مىخواهد كه بر مقدّر الهى غالب آيد و او مرد بدى است كه مىخواهد مردم بگويند : مرد شايسته و درستكارى است ؛ و چگونه مردم بگويند كه مردى شايسته است در حالى كه در نظر پروردگارش از افراد پست است و لازم است دلهاى مؤمنان آن را بشناسند . قتاده گويد : هرگاه بنده ريا كند ، خداى متعال مىفرمايد : به بندهام بنگريد مرا ريشخند مىكند . مالك بن دينار گويد : قاريان سه گروهند : قاريان دنيا ، قاريان شاهان و قاريان رحمان . ابن مبارك گويد : مردى در حالى كه در خراسان بود طواف كعبه مىكرد ، گفته شد : چگونه ممكن است ؟ گفت : دوست دارد كه بگويند او مجاور مكّه است . ابراهيم بن ادهم گويد : هر كس قصد شهرت دارد خدا را تصديق نكرده است .